واسطه ی باران
تا کی ز هجران ناله ای، آن یار کو؟ آن یار کو؟
تا چند سوزد دل ز غم، دلدار کو؟ دلدار کو؟
بهر نشان وصل او هر سو دویدم مدتی
زان بی نشان نامد نشان، دیدار کو؟ دیدارکو؟
مستم چو منصور از مِی اش، فتوا به قتلم ده که من
دایم اناالحق می زنم، آن دار کو؟ آن دار کو؟
سیل سرشک دیده ام از بس روان شد در غمش
ویران شد این قصر دلم، معمار کو؟ معمار کو؟
عالم همه سر مست وی، سرشار جام دست وی
دل مست وی، جان مست وی، هوشیار کو؟ هوشیار کو؟
گشتم به گلزار جهان، حق بود پیدا و نهان
گل دیدم آنها را همه، پس خار کو؟ پس خار کو؟
آن خنجر دلدوز را هر دم زند بر سینه ام
کشته است ابرویش مرا، خونخوار کو؟ خونخوار کو؟
کالای دلها ریخته، کس نیست تا دزدد ز کف
آن رند و مست و سر خوش و عیار کو؟ عیار کو؟
"مجرم" کند با گلرخش اندر گلستان عیش ها
گویند کوران جهان، گلزار کو؟ گلزار کو؟
حضرت ولیعصر علیه السلام، حاضر است اما ظاهر نیست.
او در پشت غبار خودبینی ما غایب شده
خوشا به حال کسانی که امروز هم مثل همه ی روزها مخاطب خاصشان امام زمان است
ای کاش می فهمیدیم که ....
هرچه داریم همه از برکت دعاهای آن عزیز برای ماست.
اگر با وجود این همه گناه
عذاب قوم نوح و عاد و ثمود برما نازل نمی شود
فقط به خاطر دعاهای آن عزیز برای این امت است
بر قلب و دل صبور مهدی صلوات
برقامت دلربای مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات...
به نام خداوند جسم و روان.